السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

397

تفسير هدايت (فارسى)

است كه تو را مىخواهد ، و با او سنگى است كه مىخواهد بر تو پرتاب كند ، و رسول خدا - صلى اللَّه عليه و آله - گفت كه « او مرا نمىبيند » ، پس آن زن به ابو بكر گفت كه دوستت كجا است ، و او گفت : هر جا كه بخواهد . و ام جميل گفت براى ديدار او آمده‌ام و اگر او را ببينم سنگ به او پرتاب خواهم كرد ، زيرا كه مرا و لات و عزّى را هجو كرده است ، و من شاعره‌ام ( و در روايتى : سيده ) پس ابو بكر گفت : يا رسول اللَّه ! آيا تو را نمىبيند ؟ و پيامبر گفت : « نه ، خدا ميان من و او حجابى قرار داده است » . « 1 » [ 5 ] و زنان معمولا خود را با گردنبندى از مرواريد و گوهرهاى گرانبها آرايش مىدهند ، ولى آن زن / 429 بر گرد گردن خود در ضمن حمل خار و هيزم ريسمانى از ليف خرما داشت ، و آيا اين بر چيزى جز خسيسى و فرومايگى او دلالت دارد ؟ « فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ - در گردنش ريسمانى از ليف خرما است . » بعضى گفته‌اند كه مقصود از اين آيه آن است كه در روز قيامت بر گرد گردن او ريسمانى فراهم آمدهء از ليف خرما خواهد بود ، بدان سبب كه گردنبند جواهر خود را در راه محاربهء با پيامبر اسلام به مصرف رسانده بود .

--> ( 1 ) - نور الثقلين / ج 5 ، ص 689 .